Quantcast
Channel: مقالات بایگانی - انتشارات رنگ ایمان
Viewing all 326 articles
Browse latest View live

شهید یدالله قلی پور؛ فرماندهی عارف

$
0
0

یعقوب توکلی

یدالله قلی پور در سال ۱۳۳۱ در محله باقرآباد شهر رشت به دنیا آمد . به گفته مادرش از اوان کودکی فردی قانع و دلسوز بود و به منظور همدردی با اقشار فقیر جامعه از پوشیدن لباسهای نو در ایام عید امتناع می کرد . دوران دبستان و راهنمایی را در مدرسه رودکی رشت به پایان رساند و سپس در رشته بازرگانی در دبیرستان رضا جعفری رشت ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۵۳ موفق به اخذ دیپلم بازرگانی شد .
به گفته عبدالرضا – برادرش – یدالله به کتابهای ادبی و اشعار شعرایی همچون حافظ ، عطار و سعدی علاقه مند بود و به فوتبال نیز علاقه زیادی داشت . در طول دوران تحصیل به منظور کمک به معیشت خانواده در کفاشی و سلمانی کار می کرد . پدر ش در اثر حادثه ای زمینگیر شده بود و پس از شش سال زمینیگری از دنیا رفت . در سال ۱۳۵۴ به عضویت سپاه دانش درآمد و دوران سربازی را در سنندج گذراند . در این دوران توسط دوستانش با افکار و آرمانهای امام خمینی (ره) آشنا شد . این آشنایی او را به صف مبارزین با رژیم پهلوی کشاند . به گفته برادرش در ابتدای پیروزی انقلاب ، یدالله به خانواده های نیازمند و افرادی که شغل خود را در اثر وقوع انقلاب از دست داده بودند کمک می کرد . همچنین در دستگیری عناصر ساواک و استقرار آرامش در شهر و سرکوبی اشرار و عناصر منافقین نقش داشت . قلی پور در ۷ شهریور ۱۳۵۸ به سمت مسئول دفتر فرماندهی سپاه رشت منصوب شد .
با شروع جنگ به همراه برادرش فتح الله در اوایل مهرماه ۱۳۵۹ عازم جبهه شد . در همین سال ، برادرش فتح الله در مأموریتی به شهادت رسید و خود وی نیز از ناحیه ی دهان و فک به شدت مجروح شد . پس از بهبودی نسبی ، مدت کوتاهی در واحد پشتیبانی و تدارکات و پس از آن در اکیپ عملیاتی شهری مشغول بود .
از فروردین ۱۳۶۰ به مدت یک سال فرماندهی سپاه رشت را به عهده داشت . با وجود داشتن سمت فرماندهی ، در امور نگهبانی ، آب  دادن به باغچه ها ، نظافت محوطه و حتی تمیز کردن دستشویی ها به کمک دیگران می رفت ؛ به جای نیروهای تحت امر نگهبانی می داد و از واکس زدن کفشهای آنها هم ابایی نداشت . ساعت استراحت او بسیار کم بود و سحرگاهان را به نماز شب و راز و نیاز با خدا می گذراند . هیچگاه بین الطلوعین نمی خوابید و در این امور هیچ توجهی به ظواهر و قضاوتهای اطرافیان نداشت . تکیه کلامش الله اکبر بود و بسیار قرآن تلاوت می کرد . کم حرف می زد و پاسخ سؤالات را مختصر و مفید می داد . نسبت به غیبت کردن و سوءاستفاده از بیت المال بسیار حساس بود . اخلاق و رفتار نیکوی او باعث جذب همگان می شد تا آنجا که نقل است یکی از منافقان که دستگیر شده بود پس از برخورد با قلی پور ،‌مجذوب رفتار او شد و آرزو کرد که ای کاش می توانسته همیشه با او باشد .
در سال ۱۳۶۰ با همسر برادر شهیدش ، خانم ام البنین افشاری با مهریه یک سفر کربلا و ۵ سکه بهار آزادی ازدواج کرد و سرپرستی برادرزاده اش را که بسیار دوست می داشت ، به عهده گرفت . اولین ثمره ی ازدواج او دختری بود که در سال ۱۳۶۱ به دنیا آمد و او را معصومه نام نهادند .

فرقان-بین6.jpg (576×478)
قلی پور از فروردین سال ۱۳۶۱ به مدت هفت ماه مسئول اکیپ گشت شهری واحد اطلاعات و عملیات و مدتی نیز فرمانده سپاه کوچصفهان و لشت نشاء بود . در همین ایام هدف ترور نافرجام منافقین قرار گرفت . در یکی از روزهای این سال بود که ده نفر از زندانیان رشت را که توسط منافقین به آتش کشیده شده بود از میان آتش نجات داد . در اواخر سال ۱۳۶۱ بار دیگر عازم جبهه شد و به مدت شش ماه معاونت گروهان زرهی لشکر ۲۵ کربلا را به عهده گرفت و در عملیات محرم شرکت کرد .
پس از مدتی در لشکر قدس در گردان زرهی به سمت معاون فرمانده گردان منصوب شد و در این سمت به مدت هفت ماه در مریوان خدمت کرد . سپس در گردان روح الله مسئولیت گروهان ذوالفقار ۲ را پذیرفت و تا اسفند ۱۳۶۲در این سمت بود . در این تاریخ به سمت مسئول اکیپ شهری در واحد اطلاعات و عملیات سپاه گیلان منصوب شد و تا فروردین ۱۳۶۳ این سمت را به عهده داشت . سپس مسئول گروهان عملیاتی جنگل سپاه گیلان شد و تا تیر ماه ۱۳۶۳ در این سمت فعالیّت می کرد . از ۱ تیر ۱۳۶۳ در واحد بسیج در واحد آموزش و سازماندهی سپاه ناحیه ی گیلان فعالیّت خود را ادامه داد که تا ۱۹ شهریور همان سال ادامه داشت . در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۶۳ به عضویت بسیج درآمد و با عضویت در تیپ نبی اکرم عازم منطقه جنگی شد . در طرح تلفیق نیروهای ارتش و بسیج ، یدالله به همراه یکصدو پنجاه نفر از دوستان خود به پایگاه ارتش در باختران منتقل شد . در این پایگاه از قبول سمت فرماندهی امتناع ورزید و به همراهی گروهی به منطقه عملیاتی دارخوین مأمور شد و در واحد شناسایی به کار پرداخت . پس از جدا شدن از ارتش با حضور در تیپ نبی اکرم به جزیره مجنون منتقل شد و فرماندهی گروهان حمزه از گردان حنین را به عهده گرفت . او در عملیات والفجر ۹ در منطقه غرب کشور در منطقه سلیمانیه شرکت کرد و در همین عملیات به درجه رفیع شهادت رسید .


یدالله قلی پور پس از سی و شش ماه حضور در جبهه و چهل و هفت ماه خدمت در پشت جبهه در سن سی و چهار سالگی به شهادت رسید . بعد از هشت سال که استخوانهایش را به زادگاهش بازگرداند یک قطعه عکس امام خمینی که مشخصات خود را پشت آن نوشته بود و یک جلد قرآن جیبی همراه آن بود . پیکر قلی پور را در گلزار شهدای شهر رشت به خاک سپردند . از او دو فرزند دختر به یادگار مانده است .

.

.

منبع: فرهنگنامه جاودانه های تاریخ، جلد دوم، (زندگینامه فرماندهان شهید استان گیلان)، دکتر یعقوب توکلی، شاهد، تهران، ۱۳۸۲، ص۱۵۳-۱۵۹٫ با تصرف.

عکس های اول و سوم از پایگاه اطّلاع رسانی ۳۰۰ شهید شهرستان شفت.

نوشته شهید یدالله قلی پور؛ فرماندهی عارف اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.


مهمانخانه گیلانی ها در آستاراخان روسیه

$
0
0

پیمان اصانلو

حضور پارسیان (ایرانیان) در روسیه همزمان بود با ایجاد روابط اقتصادی- تجاری بین روسیه، در نیمه دوم قرن شانزدهم همزمان با تاسیس و سپس تحکیم  شهر آستاراخان بعنوان اولین پایگاه مرزی دولت روسیه، کشتیهای حامل نمک، ماهی، سنگهای گران بها، شیرینی و چرم حیوانات از آسیا و از مسیر ولگا به سمت آستاراخان حرکت خود را آغاز کردند و این شهر تبدیل به یکی از مراکز مهم مبادلات تجاری بین المللی شد.

🔹 برای ایجاد تجارت کلی(عمده) در آستاراخان، میهمانخانه روسی تاسیس شد تا امکان ورود دسته های تجار خارجی پارسی، هندی، ارمنی و خیوه ای به این شهر ممکن شود. ضمن اینکه دولت روسیه با دادن امتیازات و سوبسیدهایی از تجارت شرقی حمایت می کرد.

🔹گردشگر هلندی «کورنلی ده بروین» که در سال ۱۷۰۴ به آستاراخان سفر کرده بود در کتاب خود تنها به میهمانخانه ارمنی ها و هندی ها در شهر آستاراخان اشاره کرده بود و اصلا اشاره ای به میهمانخانه پارسیان(گیلانی ها) نداشت.

🔹اما در سال ۱۷۱۵ محقق، پزشک و گردشگر اسکاتلندی «جان بل» که به ماموریت روسیه رفته بود عنوان کرد که آستاراخان دارای روابط تجاری عظیمی با  پارس(ایران)، خیوه، بخارا و هند است. به گفته وی تجار پارسی معاملات خود را در کاروانسرای مشترک یا میهمانخانه و یا آنجایی که زندگی می کنند، انجام می دهند.

🔹در کتاب «گملین» در خصوص آستاراخان سالهای ۱۷۷۰-۱۷۶۹ از ایجاد میهمانخانه پارسی نشین در محله تاتارها پشت کانال شهر بعنوان «میهمانخانه گیلانی ها» نام برده شده ، خانه‌هایی که به گفته این کتاب سنگی و چوبی بوده اما در شهر، بهترین ها محسوب می‌شدند.

🔹در اواسط قرن ۱۸ آستاراخان بزرگترین مرکز تجاری روسیه در زمینه تجارت کالاهای پارسی بود. از قوانین دولتی آن زمان بیش از ۵۰ یا ۶۰ قانون در خصوص آستاراخان و مسائل مربوط به آن بوده است.

🔹در سال ۱۹۷۹ بنا مشاهدات مورخ لهستانی«گراف ایوان پاتوتسکی» در آستاراخان ساختمان تجارتخانه پارسی وجود داشت، وی در خاطرات خود آورده است «در آستاراخان بیشتر تجار پارسی هستند در مقایسه با تجار هندی. من دویست نفر از گروه اول(پارسی ها) را که در کاروانسرا جمع شده بودند دیدم. کاروانسرایی که آنرا برای جشن(سوگواری) حسین آماده می کردند، این ساختمان با چراغهای بزرگ به سبک چینی نوررسانی شده و یک نمای عالی را برای ساختمان ایجاد کرده بود. 

منبع: کانال فاروس

نوشته مهمانخانه گیلانی ها در آستاراخان روسیه اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

مقبره رشتی ها در حرم حضرت معصومه/ مسئولین نگذارند آثار علما از بین برود + زندگینامه شریف العلمای رشتی

$
0
0

مرتضی عبدالهی

 

در حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در شهر مقدس قم، بزرگان، علما، پادشاهان و شخصیتهای بسیاری مدفون هستند و اینها به خاطر جلالت شأن و مقام این بانوی کریمه در میان شیعیان می باشد.

این خاکسپاری ها در نقاط مختلف حرم چه در صحنها و حجره های اطراف آن و چه در رواقها و داخل حرم انجام می گیرد؛ اما در این میان، مقبره گیلانی ها در یکی از بهترین نقاط این صحن و سرا، از گذشته معروف بوده است.

حرم حضرت معصومه (س) علاوه بر صحن بزرگ آن که معروف به صحن اتابکی می باشد؛ دارای یک صحن قدیمی و کوچک است که به صحن عتیق شهرت دارد و امروزه به نام امام هادی علیه السلام مزین گشته است.

این صحن که نزدیک ترین راه ورود به قسمت ضریح بانوی با کرامت اهل بیت (ع) هست، دارای یک ایوان بزرگ در قسمت جنوبی خود معروف به ایوان طلا می باشد و در مقابل آن ـ و در بخش شمالی صحن ـ ایوانی قرار دارد که ساختمان نقاره خانه که طلاکاری شده است روی آن قرار دارد و سردر و برج ساعت نیز در یک طرف آن و در طرف دیگر تالار زیبایی قرار دارد که هم اکنون بر درب آن نوشته است دفتر خدمات حرم مطهر.[۱]

این بخشِ شمالی و بناهای آن، در واقع حد فاصل و جدا کننده حرم حضرت معصومه (س) از مدرسه فیضیه می باشد که البته از طریق دالان قدیمی و زیبایی به یکدیگر اتصال دارند.[۲]

در ابتدای این راهرو و در دو طرف آن دو حجره ـ به اندازه تقریبی ۱۰ متر مربع ـ تعبیه شده است که در حجره غربی، قهرمان میرزا فرزند عباس میرزا نائب السطنه ناصرالدین شاه در آن مدفون است و این حجره از قسمت پشت به همان تالار و کاخ زیبا که امروزه مرکز خدمات حرم مطهر می باشد متصل است. هم اکنون نیز می توان عکس و برخی آثار مربوط به قهرمان میرزا را در این حجره دید.

مقبره رشتی ها در حرم حضرت معصومه (س)

اما حجره مقابل مقبره قهرمان میرزا که حجره شماره شش صحن عتیق خوانده می‌شود، همان مقبره مرحوم «آیت الله میرعبدالباقی موسوی» ملقب به «حجت الاسلام» و «شریف العلمای رشتی» از مراجع بزرگ و صاحب نفوذ عهد ناصری و پسرش «آقا سید مرتضی» می باشد که بنابر گفته مدیر سابق حرم حضرت معصومه، این حجره از گذشته به «مقبره رشتی ها» معروف بوده است و سنگ مزار این علما و سایر کسانی که در آن دفن شده بودند تا چند سال پیش موجود بوده است و هم اکنون این سنگها در انبار حرم نگهداری می شود که سعی ما برای دسترسی به این نشان ها تا کنون بی نتیجه مانده است.[۳]

نویسنده کتاب کتابه‌های حرم حضرت معصومه که خود در سال ۱۳۷۴ این مزارها را که سنگ روی آنها هنوز در جایشان وجود داشته است دیده و سنگنوشت مزار این دو عالم گیلانی را چنین یادداشت نموده است:

«حاجی میرزا عبدالباقی الهاشمی العلوی الفاطمی الموسوی شهرالله المعظم سنه ۱۳۱۱»

«آقا سید مرتضی ملقب به شریف العلمای رشتی، به تاریخ دهم شهر جمادی الثانی سنه ۱۳۳۹»[۴]

آثار علما نباید محو شود

متاسفانه در بازدیدی که چند وقت پیش از نقاط مختلف حرم داشتیم، مشاهده کردیم که در این حجره که حجره شماره ۶ صحن عتیق حرم می باشد هیچ اثری از سنگ مزار علما موجود نیست و علاوه بر آن با ساختن یک راه پله آجری، راهی برای دستیابی به طبقه فوقانی حجرات این قسمت حرم درست کرده اند و یک قسمت این حجره را هم دیواری آجری و به صورت موقتی کشیده اند که البته جا دارد مسئولین حرم حضرت معصومه ـ همانگونه که قبلا به تولیت حرم کریمه اهل بیت (ع) پیشنهاد دادیم ـ توجه جدی به احیاء آثار و قبور علما داشته باشند و لازم است که مسئولین استان گیلان نیز به این مفاخر و آثار آنان توجه جدی مبذول فرمایند و برای پاسداشت و زنده نگه داشتن نام و یاد آنان قدمهای موثری بردارند.

مزار بی نشان فیاض لاهیجی

البته علمای دیگری نیز هستند که متاسفانه در تحولات و تغییرات صورت گرفته در قسمتهای مختلف حرم حضرت معصومه (س) آثار آنان دستخوش تغییر یا حذف قرار گرفته است. مثلا مزار دانشمند پرآوازه دنیای اسلام و عالم بزرگ گیلانی «مرحوم فیاض لاهیجی» که تا سالیانی نه چندان دور در صحن بزرگ اتابکی حرم معلوم بود، سالیانی است که دیگر اثری از مدفن این عالم ربانی وجود ندارد.

محل دقیق مزار فیاض لاهیجی در صحن حرم

آیت الله العظمی سبحانی در مقدمه کتاب شمع یقین که تالیف میرزا حسن لاهیجی پسر فیاض لاهیجی است نوشته است: «ملاعبدالرزاق [فیاض] لاهیجی … که خود از نادره های زمان و از متکلمان متعهد و مولف کتابهای ارزنده مانند شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام و گوهر مراد و دیگر آثار کلامی و فلسفی است، و در سال ۱۰۷۲ در شهر قم درگذشته است و در صحن مطهر حضرت معصومه در نزدیکی قبر قطب الدین راوندی به خاک سپرده شده است. تا چندی قبل جایگاه قبر او مشخص بود ولی متاسفانه پس از بازسازی کف صحن و بتن ریزی این اثر ناپدید شد ولی جایگاه آن برای عارفان مشخص است.»[۵] و آیت الله قربانی امام جمعه رشت جای دقیق مزار فیاض را در مقدمه کتاب گوهر مراد، چنین آورده است: «در حدود پنجاه و چند سال قبل هنگامی که آن قسمت قبرستان، مسیر خیابان قرار گرفت بقایای جنازه [فیاض] را به صحن بزرگ حضرت معصومه منتقل و جلو حجره ای که اکنون شهید دکتر مفتح در آن مدفون است (ده قدم به سوی حرم داخل صحن) دفن کردند و در سال ۱۳۲۸ که اینجانب به قم مشرف شده بودم به اتفاق مرحوم حاج یوسف محصصی و فرزندش سعید محصصی که از طلاب علوم دینی در حوزه علمیه قم بوده، سر قبرش که سنگی نیز روی آن نصب بود فاتحه خواندیم ولی اکنون سنگهای قبور را به جهت یکسان سازی صحن از بین برده اند و هیچ آثاری از آن نمی باشد.»[۶]

 

در ادامه گوشه ای از زندگینامه عالم بزرگ گیلانی آیت الله میرعبدالباقی موسوی ملقب به شریف العلمای رشتی و از مراجع عهد ناصری برای اطلاع بیشتر خوانندگان آورده می شود:

خلاصه زندگینامه شریف العلمای رشتی

آیت الله میرعبدالباقی موسوی ملقب به «شریف العلمای رشتی» فرزند سیدعلیرضا بن حاج میر‌ادریس بن سیدحسین بود که نسبش به سیدشرفشاه گیلانى ـ از عرفاى قرن هشتم هجرى ـ منتهى‌ مى‌شود و سرانجام به امام موسى کاظم ـ علیه السلام ـ می‌رسد.

آیت الله میرعبدالباقی در ابتدای جوانی به نجف اشرف هجرت کرده تحصیلاتش را نزد شیخ حسن و شیخ مهدى کاشف الغطاء و صاحب جواهر به اتمام رسانده و پس از دریافت اجازه اجتهاد و نقل روایت از اساتید مذکور راهی رشت گردید و به مرجعیت دینی آن سامان رسید و در میان مردم مورد احترام و اطاعت بسیار بود. شریف العلما عمر خود را در طاعت خدا و خدمت به شریعت اجداد طاهرینش سپری نمود.

شریف العلما فاضلی کامل و از علمای بزرگوار عصر خویش و معروف به «حجت الاسلام» بود. گفته‌اند یکبار زمانی که برخی از ماموران حکومتی که برای گرفتن مالیات به مردم فشار می‌آوردند و باج می‌خواستند، مردم نزد آیت الله میرعبدالباقی رفته و شکایت کردند؛ ایشان با پای برهنه به سمت محل حکومت حرکت کردند و فریاد زد: «آهای والی، آهای والی، مامورانت از مردم چه می‌خواهند؟!» و اینگونه بود که استاندار ولایت دارالمرز گیلان با یک خطاب ساده، حساب کار دستش آمد و تا مدتی به مردم مظلوم کاری نداشت. از وی به عنوان یکی از مراجع عصر ناصرالدین شاه قاجار نام برده‌اند.

از آثارش کتاب «المواهب الغرویه» شرح استدلالی بر کتاب «شرائع الاسلام» است که آن را در جوانی در چندین مجلد نوشت و بعدها با استفاده از احادیث صحیحه، کتاب «أنوار الشیعه» در اخلاق را نگاشت.

وی در اسفند سال ۱۲۷۲ش[۷] در رشت درگذشت و بدنش به شهر مقدس قم منتقل گردید و در مقبره شماره شش صحن عتیق حرم حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله علیهاـ مدفون شد.

شریف العلمای رشتی با دختر فقیه عالی مقام سیدعلی آل‌بحرالعلوم طباطبائی ـ نویسنده کتاب «البرهان القاطع» ـ ازدواج کرده بود و فرزندانی که از ایشان به یادگار ماندند همگی ملقب به بحرالعلوم شدند.

یکی از فرزندان ایشان شهید آیت الله آقامیر بحرالعلوم رشتی، وکیل العلمای گیلان در مجلس اول شورای ملی بود که از طرفداران جدی شیخ فضل الله نوری و از یاران و نزدیکان آیت الله العظمی خمامی بود که در قضایای مشروطه به شهادت رسید.

دیگر فرزندان میرعبدالباقی به نامهای میرزاصادق «صدرالفقها»؛ سیداحمد «افتخارالفقها»؛ سیدحسین آقا مجتهد و سیدمرتضی «شریف العلما» بودند.

سیدمرتضی «شریف العلما» در ۳۰بهمن۱۲۹۹ش[۸] در رشت درگذشت و در حرم کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س)، کنار پدرش سیدعبدالباقی مدفون است.[۹]

 ————————————————–

[۱] . متاسفانه هم اکنون از این تالار و کاخ زیبا به عنوان قسمت اداری استفاده می شود و امکان استفاده به جا و یا بازدید برای عموم میسر نیست.

[۲] . این دالان نیز اکنون به صورت انبار وسایل مربوط به تعمیرات و ساخت و ساز صحن عتیق تبدیل شده است.

[۳] . گفتگوی نگارنده با حجت الاسلام نظری مدیر سابق حرم حضرت معصومه (س).

[۴] . کتابه‌های حرم حضرت معصومه، ص۷۳؛ شناختنامه قم، ج۱، ص ۴۰۸٫

[۵] . شمع یقین، ص۲۲٫

[۶] . گوهر مراد، ص۴٫

[۷] . مطابق رمضان المبارک ۱۳۱۱ق.

[۸]. مطابق۱۰جمادی‌الثانی۱۳۳۹ق.

[۹]. برای اطلاع بیشتر درباره ایشان ر.ک: کتاب آیت الله العظمی حاج ملا محمد خمامی، ص۳۳۳-۳۳۷٫

 

 

نوشته مقبره رشتی ها در حرم حضرت معصومه/ مسئولین نگذارند آثار علما از بین برود + زندگینامه شریف العلمای رشتی اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

کتاب نقدی بر مدخل «خمینی، روح الله» در دایره المعارف بزرگ اسلامی منتشر شد

$
0
0

کتاب «نقدی بر مدخل خمینی، روح الله در دایره المعارف بزرگ اسلامی» کار مشترکی است که توسط سهراب مقدمی شهیدانی و میثم عبدالهی نوشته شده و در ۲۴۰ صفحه در قطع وزیری و با جلد گالینگور، با تیراژ هزار نسخه و با قیمت ۱۵ هزار تومان منتشر شده است. ناشر این اثر، «بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی» است که متعلق به تاریخ نگار انقلاب اسلامی، حجت الاسلام و المسلمین استاد سیدحمید روحانی است.

میثم عبدالهی، از مسئولین موسسه مطالعات مبارزات اسلامی گیلان و از نویسندگان سایت رنگ ایمان هستند که سالها در زمینه مطالعات تاریخی، به پژوهش پرداخته اند و تالیفاتی را در همین موسسه در کارنامه خود دارند.

این کتاب، نقدی علمی و مستند بر مدخل امام خمینی در جلد ۲۲ از کتاب دایره المعارف بزرگ اسلامی است. دایره المعارف بزرگ، کتابی است که به همت سید محمدکاظم موسوی بجنوردی از سال ۱۳۶۰ به تدریج آغاز شده و جلد ۲۲ آن که حرف خ و مدخل مربوط به امام خمینی در آن قرار دارد، کمتر از یک سال است که منتشر شده است.

مدخل مربوط به امام خمینی یکی از مهمترین مداخل این فرهنگنامه است که توسط سه نویسنده نگارش یافته به نامهای فرامرز حاج منوچهری، احمد پاکتچی و حمید انصاری؛ دو نفر اول از افراد صاحب نام و نویسندگان زبردست مرکز دائره المعارف هستند و تالیف مداخل متعددی در این فرهنگنامه را در کارنامه دارند، به همین خاطر کار حساس و مهم تالیف مدخل امام خمینی، به ایشان سپرده شده است. سومین نویسنده هم قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) است و این مدخل حاصل تلاش مشترک دو موسسه نشر آثار امام و مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی است.

کتاب نقد مدخل امام داری دو بخش کلی است؛

در بخش اول: به اشکالات محتوایی که در مدخل امام خمینی وجود داشته، پرداخته شده و عناوین فرعی به صورت موضوعی درج شده است مانند اجداد امام خمینی، اساتید امام، ماجرای فیضیه، پیشینه نظریه ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی، مهندس بازرگان و شورای انقلاب، نقش فداییان اسلام در شکل گیری نهضت امام، رابطه انقلاب اسلامی و آمریکا، ماجرای قایم مقامی آیت الله منتظری، حاکمیت مردم از نگاه امام، سیاست خارجی امام و…  که ذیل آنها مطالب قابل نقد مدخل، ذکر شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

در بخش دوم: به اشکالات ساختاری کتاب پرداخته شده است که مانند: استفاده انحصاری از منابع خاص، استفاده از منابع جهتدار و غیر مستند، عدم وحدت رویه در استفاده از تقویم ها، عدم وحدت رویه در استفاده از القاب، غلطهای املایی و اشکالات ویرایشی، وجود تحلیل ها با جهت گیری خاص و… از مسائلی است که به تفصیل مطرح شده اند.

از ویژگی های این نقد، آن است که بعضی از غلطهایی که مشهور است و در این مدخل با استفاده از منابع غیراصیل و با واسطه، آن مسا‌یل را به عنوان یک امر ثابت شده ذکر کرده اند، در نقد با رجوع به منابعی که در مدخل ارجاع داده اند، به غلط بودن مدعای نویسندگان مدخل اشاره شده و با رجوع به منابع متقن و درجه اول مانند سخنان امام خمینی و کتاب های تاریخی معتبر که منتشر شده اند و در دسترس همه مردم قرار داند، صحیح آن را نیز درج نموده اند. به عنوان مثال یکی از مسائلی که در این مدخل و در کتابهای مختلف دچار اشکالات و ابهامات فراوان بود و تحلیل های مختلفی حول آن وجود داشت، مسئله دیدار آیت الله کمالوند با شاه به نمایندگی از طرف امام و سایر مراجع قم در سال ۱۳۴۲ است. در این نقد، اشکالاتی که به مدخل در این بخش وارد بوده را بیان شده و  برای اولین بار این ماجرا را به درستی تشریح کرده و ابهامات موجود را برای همیشه از این بحث مرتفع کرده است.

 

نوشته کتاب نقدی بر مدخل «خمینی، روح الله» در دایره المعارف بزرگ اسلامی منتشر شد اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

نسخه ای از کتاب نسیم شمال چاپ بمبئی هند+تصاویر

$
0
0

صفحاتی از کتاب اشعار اشرف الدین حسینی گیلانی معروف به نسیم شمال که در زمان حیات او در ابتدای محرم ۱۳۴۳ق در شهر بمبئی هندوستان چاپ شده را در زیر می بینید. این کتاب در مطبعه خلافت به اهتمام حاج علی اکبر بن ابوطالب کاتب جهرمی و به خط مصطفی بن عباس جهرمی نوشته شد و به صورت چاپ سنگی در ۲۸۸ صفحه منتشر گردید.

روی جلد

صفحه اول

یکی از صفحات داخلی

صفحه آخر

.

.

.

منبع: کانال تلگرامی موزه قاجار طهران.

نوشته نسخه ای از کتاب نسیم شمال چاپ بمبئی هند+تصاویر اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

اعتراف منافقین به شهادت شهید کریمی+یک سند بسیار مهم و دیده نشده

$
0
0

میثم عبدالهی

سازمان منافقین بعد از ترور و به شهادت رساندن بسیاری از بزرگان انقلاب چون شهیدان رجایی و باهنر رئیس جمهور و نخست وزیر، آیت الله بهشتی رئیس دستگاه قضایی و ۷۲ تن از یارانش، شهادت آیت الله قاضی طباطبایی، آیت الله دستغیب، آیت الله صدوقی، آیت الله مدنی، آیت الله قدوسی و یازده هزار نفر از مردم بی‌گناه ایران به اروپا گریختند و بعد از مدتی، در زمان جنگ تحمیلی، به عراق رفته و به خدمت صدام در آمدند.

مسعود رجوی برای مقابله با جمهوری اسلامی، تلاش زیادی برای جذب افراد سرشناس منتقد و سازمان‌ های روشنفکری برای ایجاد جبهه ای بزرگ انجام داد. در این میان، گروه های چپ مارکسیستی از حیث فکری با منافقین همجهت بودند و فضای بهتری برای جذب آنها به وجود آمده بود.

در همین ایام مسعود رجوی تشکیل «شورای ملی مقاومت» را اعلام کرد که فراتر از سازمان مجاهدین و شامل تمام جریانهای اپوزوسیون که رهبری رجوی را بپذیرند، خواهد بود. او اولین شماره مجله «شورا» را به عنوان ارگان رسمی شورای ملی مقاومت، در آبان ۱۳۶۳ در فرانسه منتشر ساخت و خودش در آن سرمقاله می نوشت و جلال گنجه ای نیز پایه ثابت این مجله بود.

عده ای از افرادی که به حمایت از رجوی پرداخته و خود را به عنوان عضوی از شورای ساخته دست رجوی، معرفی کرده و برای مجله شورا، مطلب می فرستادند و خوراک تهیه می کردند که به عنوان نمونه می توان به احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، غلامحسین ساعدی، سیمین بهبهانی و… اشاره کرد.

در انتهای هر شماره مجله شورا، اخبار وقایع ایران و شرح جنایاتی که منافقین از ترور و ناامنی ایجاد کرده بودند درج می شد. این مجله در شماره ۱۸ خود که به تاریخ فروردین ۱۳۶۵ منتشر شده بود، خبری را درج کرد که خبر از یک جنایت هولناک می داد. متن کامل خبر به این شرح است: 

«لاهیجان، ۱۳ فروردین (۲ آوریل ۸۶[میلادی]): رزمندگان مجاهد خلق طی یک تهاجم انقلابی، ابوالحسن کریمی، فرماندار لاهیجان و دادستان ضد انقلاب سابق استان گیلان و یکی از مهمترین مهره های سرکوب و جنایت خمینی در این استان را به هلاکت رساندند.» (مجله شورا، ش۱۸، فروردین۱۳۶۵، ص۹۲)

به این ترتیب سازمان جنایت کار منافقین، با افتخار از ماجرای شهادت شهید کریمی در روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۵ یاد کرده و مسئولیت آن را بر عهده گرفتند.

نوشته اعتراف منافقین به شهادت شهید کریمی+یک سند بسیار مهم و دیده نشده اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

روز جمهوری اسلامی؛ روز مردم سالاری اسلامی

$
0
0

امیرحجت مرادی

۱۲ فروردین را باید روز مردم سالاری اسلامی نامید. روزی که دو خط موازی از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران و آگاهان علوم سیاسی هیچ گاه به یکدیگر نمی رسند؛ یعنی حاکمیت دینی و رای مردم؛ به تعبیر دیگر همان دعوای همیشگی مشروعیت و مقبولیت، اینکه آیا مشروعیت حکومت از وحی گرفته می شود یا از رای مردم؛ آیا حکومت دینی بدون رای مردم مقبول است یا اساسا مشروعیتش را هم از رای و خواست مردم می گیرد. و مباحثی از این دست…

امام خمینی کبیر به عنوان یک عالم طراز اول دینی و علامه ذوالفنون که هم فقیه است، هم فیلسوف و هم عارف و هم متکلم،  مشروعیت حکومت را من جانب الله می داند اما در همان حال نقشی بی بدیل برای مردم در تعیین سرنوشت قائل است.

گویی در مکتب این مرجع حکیم آن دو خط موازی تقابل و تزاحمی با هم ندارند.

فقیهی که نه تنها در اثبات نظریه ولایت فقیه از طریق عقل و نقل که معتقد است آگاهی اجمالی با اسلام موجب تصدیق ولایت مطلقه برای فقیه جامع الشرایط است.

او حوزه اختیارات فقیه را گاه تا حوزه فردی و نه فقط اجتماعی گسترش می دهد در عین حال مفهوم امور حسبیه ، که فقهایی که محدودترین نگاه به حوزه اختیارات فقیه را دارند را چنان گسترش معنایی می دهد که از عهده داری امور نازلی چون سرپرستی ایتام و یا دیوانگان، به حوزه های اساسی چون حفظ نظام اسلامی و پاسداری از مرزهای میهن و در یک کلام تصدی امر حکومت توسعه مفهومی می دهد.

با این همه او که تصرف غیر ولی در امور مربوط به ولایت را مصداق بارز منکر می داند در عین حال همه این اختیارات را با رای و حضور مردم نافذ می داند.

 خمینی کبیر مدلی بی بدیل از حاکمیت شیعه ارائه می کند که از یک سو برای فقیه اختیارات مطلق در امر حکمرانی قائل است و از طرفی نقشی مانا و ماندگار و اساسی به رای مردم در استقرار این حاکمیت من جانب الله می دهد.

حاکمیت ۳۸ ساله این دو خط به اصطلاح موازی یعنی تقابل مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی در مدل ابداعی حضرت روح الله تبدیل به خط نورانی مردم سالاری اسلامی به تعبیر زیبای رهبر حکیم ما در قالب جمهوری اسلامی شده یا به تصور دیگر آن دو خط به اصطلاح موازی در مدل مردم سالاری اسلامی به یکدیگر رسیده و به موازات یک خط مستقیم، عهده دار امور مسلمین در عصر غیبت کبری گردیده و در امتداد آن به مثابه یک خط نورانی حیات طیبه اسلامی را در عصر ظهور راهنما است.

 

نوشته روز جمهوری اسلامی؛ روز مردم سالاری اسلامی اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

مرحوم رحمدل یکی از باورمندترین شاعران انقلاب بود

$
0
0

به گزارش خبرگزاری فارس، ابوالقاسم حسین‌جانی دیروز در مراسم هشتمین سالگرد بزرگداشت غلامرضا رحمدل اظهار کرد: قرار نیست هر کس بالا نشست مردم او را تحویل بگیرند و ممکن است مردم احساس نیاز کنند اما دلدادگی و دلبستگی چیز دیگری است.

وی با اشاره به اینکه شعر و شاعری نهایت شعور و حرکت به جلو است، افزود: خیلی‌ها در برخی از دوران  به خاطر اینکه نام و نان آنها حذف نشود سکوت کردند اما در بسیاری از آن دوران شعرا با اشعارشان سکوت‌ها را شکستند و انسان‌های بزرگ و با شعور تاریخی را تاریخ و زمانه فراموش نمی‌کندو حق حذف کردنی نیست.

شاعر نامی و معاصر کشور با بیان اینکه به همه شعرا و اهل قلم می‌گویم که بگذارید جامعه جانش افسرده نباشد، تصریح کرد: این کار به دست قلم‌ها، اشعار، فیلم‌ها و … امکانپذیر خواهد بود و همه اینها تلنگر است.

شاعر نامی دیگر کشور نیز در مراسم مذکور با بیان اینکه مرحوم رحمدل به تثبیت شعر انقلاب کمک فراوانی کرد، گفت: بسیاری از شعرا در تمام نقاط کشور و دوران انقلاب و پس از آن حضور داشتند اما در هر استان از کشور یک چهره وجود دارد که چهره شاخص‌تری نسبت به دیگران است.

×××
مصطفی محدثی با بیان اینکه نام گیلان هر بار مطرح می‌شد چهره و نام غلامرضا رحمدل را تداعی می‌کرد، یادآور شد: دورنما و ادبیاتی که در راستای انقلاب بسیار شاخص بود، رحمدل بود که به تثبیت شعر انقلاب در فضای آکادمیک کمک کرد.

×××

علیرضا قزوه شامگاه در مراسم بزرگداشت مرحوم رحمدل با بیان اینکه از نزدیک با این چهره شاخص آشنا بودم اظهار کرد: مرحوم غلامرضا رحمدل  یکی از باورمندترین شاعر انقلاب بود.

وی گفت: زمانی آرزو داشتیم که شعر انقلاب در دانشگاه مطرح شود و مرحوم رحمدل جزو نخستین چهره‌هایی بود که در دانشگاه‌ها به دفاع از شعر انقلاب پرداختند و وضعیت شعر انقلاب در دانشگاه‌ها بسیار عالی بوده  و همه اینها از نقش‌ چهره‌هایی از جمله مرحوم رحمدل، قیصر امین‌پور و… بوده است.

شاعر نامی انقلاب اسلامی برگزاری گرامیداشت را سنت خوبی دانست و تصریح کرد: باید برای زنده‌ها و مرده‌ها مراسم بزرگداشت برگزار شود که البته باید بگویم این افراد مرده نیستند و با ارائه آثار همیشه زنده هستند و برخی از شعرا در سکوت روزگار خود را می‌گذرانند و امیدوارم به گونه‌ای برنامه ریزی شود که در زمان حیات این افراد مراسم بزرگداشت آنها برگزار شود.

×××

شاعر نامی دیگر کشور نیز مرحوم رحمدل را چهره‌ای شاخص و شناخته شده و شریف دانست و گفت: مرحوم رحمدل در هنگام سخن گفتن به گونه ای افراد را به مسیر درست راهنمایی می‌کرد.
ضیاءالدین خالقی با ذکر خاطراتی از مرحم رحمدل گفت: حضور رحمدل و دوستانش که چهره‌های انقلابی بودند موجب آشنایی بنده با شعرا و چهره‌های انقلابی شد و خود را مدیون وی می‌دانم.

وی گفت: شعر مرحوم رحمدل دارای یک زبان و شناسنامه خاص بوده و بنده به راحتی می‌توانم اشعار وی را در بین دیگر آثار تشخیص دهم، مرحوم رحمدل شعر نیمایی را بسیار زیبا گفت و بنده اعتقاد دارم کار تحقیقاتی و دانشگاهی بین رحمدل و شعر تا حدودی فاصله انداخت.

نوشته مرحوم رحمدل یکی از باورمندترین شاعران انقلاب بود اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.


نگاهی به زندگی و فعالیت های مرحوم دکتر غلامرضا رحمدل

$
0
0

در سال ۱۳۳۰ در شرفشاده لاهیجان به دنیا آمد . قبل از دوره دبستان ۲ سال به یادگیری قرآن در مکتب خانه پرداخت . دوره دبستان را در روستا گذراند .این مدرسه توسط یک معلم در شش پایه اداره شده و با بخاری هیزمی گرم می شد و دانش آموزان موظف بودند در اولین روز هر هفته یک پشته هیزم و یک بطری نفت با خود به مدرسه ببرند. مقطع متوسطه را در دبیرستان مهدویه لنگرود ، طی کرد . قبل از دوران سربازی کار می کرد و بعد از سربازی در سال ۱۳۵۳ یک سال به آموزگاری پرداخت و شبانه به تحصیل خود در دانشگاه تربیت معلم ادامه داد.
در سال ۱۳۶۴۴ با مدرک کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و سپس تحصیلاتش را تا اخذ مدرک دکترا ادامه داد . دکتر رحمدل در کنار تدریس به سرودن شعر و تحقیق پرداخت . اگر وی از اوایل انقلاب و جنگ در تهران بود ، مرد اول صفحات شعر انقلاب و دفاع مقدس می شد. دوری از مرکز، حجب و حیای بیش از حد و فروتنی خاص او کاری کرد تا در بیشتر مواقع حقش ضایع شود و برخی شاعران زرنگ بی‌رمق به جای ایشان به شهرت برسند. اما ، در اوج جنگ ، ناگهان غزلی از رحمدلِ جوان ، چونان خمپاره‌ای منفجر شد که ترکش آن ، سراسر محافل ادبی را پوشاند . غزلی با مطلع:

باز از جبهه حق ، نعش شهید آوردند

ورقی پاره ز قرآن مجید آوردند

صمیمیت و صداقت این غزل ، آنچنان جایش را در دلها باز کرد که عده ای شروع به تخریب کردند و به تکفیر آن پرداختند. دکتر در اکثر قالب‌های کلاسیک و نو طبع ‌آزمایی کرد . در غزل زبانی ساده و صمیمی داشت و هرگز خود را به بازی‌های کودکانه نیالود . برای آوردن قافیه زور نمی‌ زد و قافیه به‌ طور طبیعی در انتهای بیت‌ها می‌نشست . زبانش با آن که زبانی نو و باطراوت بود ، اما همواره در خدمت متن و پل ارتباطی با مخاطب بود . او خیلی روان اهداف خود را در شعر پیاده می‌کرد . دنبال واژه‌سازی و شعر بازی نبود و اگر حرفی داشت ، بی‌مهابا و صریح می‌زد و مخاطب را با ساده‌ترین واژه‌ها به معناهای ژرف می‌کشاند. در شعرهایش به مبارزه با ریاکاری و دروغ برآمد. قلم را وسیله دفاع از آرمان شهدا می‌دانست ، لذا هرگز خود را آلوده نان و نام نمی‌کرد ، چرا که فروتنی عارفانه اش ، غم نان را مهار نموده بود.

دکتر رحمدل اولین کرسی استادی دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه گیلان را در اختیار داشت و استاد تمام این دانشگاه بود . دکتر رحمدل آثار مختلفی را در حوزه ادبیات فارسی ، شعر، پژوهش‌های دینی و مذهبی ، دفاع مقدس و عاشورا به چاپ رسانده بود.  آثار او علاوه برچاپ در قالب بیش از ‪ ۱۰ کتاب مستقل ، در نشریات معتبر کشور نیز منتشر شده است. غلامرضا رحمدل در سال ۱۳۳۰ در لاهیجان بدنیا آمد . وی دارای دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۷۱ و عضو هیئت علمی و استاد تمام دانشگاه گیلان بود.
غلامرضا رحمدل قبل از دوره دبستان بمدت ۲۲ سال به یادگیری قران در مکتب خانه پرداخته و دوره دبستان را در روستای محل تولدش گذراند. مقطع متوسطه را در دبیرستان مهدویه لنگرود ،کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تربیت معلم (بسال ۱۳۵۷) ،کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران (در سال ۱۳۶۴) و دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۷۱ گذراند.دکتر رحمدل در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳ ریاست آموزش و پرورش لنگرود را برعهده داشت و معاون اداری و مالی دانشگاه آزاد واحد رشت طی سالهای ۱۳۶۴-۱۳۶۶ بود. همچنین از سال ۶۳ تا ۶۵ رییس آموزش وپرورش بندر انزلی و معاون جنگ دانشگاه گیلان بین سالهای ۱۳۶۵-۱۳۶۶ بودند . رییس دانشکده ادبیات وعلوم انسانی ۱۳۷۰-۱۳۷۶ معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه گیلان ۱۳۷۴-۱۳۷۵ ، مسئول بسیج اساتید استان گیلان از ۱۳۸۰ تا کنون عضو شورای فرهنگی عمومی استان گیلان عضو شورای فرماندهی سپاه لنگرود در سال ۱۳۵۹ عضو مسئول حزب جمهوری اسلامی لنگرود ۱۳۶۱-۱۳۶۳ مربی دانشگاه گیلان ۱۳۶۵-۱۳۷۱ استادیار دانشگاه گیلان ۱۳۷۱-۱۳۸۰ دانشیار دانشگاه گیلان ۱۳۸۰ استاد دانشگاه گیلان از سال ۱۳۸۵ گوشه ای از عناوینی است که این صاحب قلم و اندیشمند گیلانی بر عهده داشتند . مرکز پژوهشی گیلان شناسی دانشگاه گیلان یادگار ماندگار آن استاد فقید است.
غلامرضا رحمدل در کنار تدریس به سرودن شعر و تحقیق می پرداخت.بسیاری از اساتید فعلی گروه ادبیات دانشگاه های گیلان و آزاد رشت از شاگردان غلامرضا رحمدل هستند

غلامرضا رحمدل در سال ۱۳۳۰ در لاهیجان بدنیا آمد. وی دارای دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۷۱ و عضو هیئت علمی و استاد پایه ۲۸ دانشگاه گیلان است.

نام پدر غلامرضا رحمدل ، مرتضی رحمدل ، و نام مادرشان خانم بزرگ موسی پور است که هردو به دار فانی را وداع گفتند . غلامرضا رحمدل قبل از دوره دبستان بمدت ۲ سال به یادگیری قرآن در مکتب خانه پرداخته است .غلامرضا رحمدل در خانواده ای از نظر اقتصادی ضعیف بدنیا آمد . پدرو مادر وی سواد خواندن و نوشتن نداشتند. وی قبل ازدوران سربازی کار می کرد و بعد از سربازی در سال ۱۳۵۳ یکسال به آموزگار پرداخت و شبانه به تحصیل خود در دانشگاه تربیت معلم ادامه دادند. غلامرضا رحمدل تحصیلات ابتدایی را در روستای محل زادگاهش گذراند .مقطع متوسطه را در دبیرستان مهدویه لنگرود ،کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تربیت معلم (بسال ۱۳۵۷) ،کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران (در سال ۱۳۶۴) و دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۷۱ گذراند . معلمان و استادان غلامرضا رحمدل در مقاطع مختلف تحصیل به شرح زیر است: مکتب خانه : طالقانی . دبستان : دکتر شفیعی کد کنی ،کیانی ، انصاری . دبیرستان : حاج محمدی ،حاج تقوای . دانشگاه : دکتر زرین کوب ، دکتر شعار ، دکتر ضیا الدین سجادی ، دکتر آموزگار ،دکتر حاکمی ،دکتر رنجبر ،دکتر احمدی بهنام ،دکتر احمدی ، دکتر حریرچی ،دکتر تجلیل ،دکتر سادات ناصری و دکتر بحرالعلومی.

همسر و فرزندان : غلامرضا رحمدل متاهل و دارای همسر بنام دکتر آذرکوشا (پزشک) و ۴ فرزند بنامهای سمانه ،دانشجوی معماری -ساره دانشجوی شیمی – صادق محصل مقطع پیش دانشگاهی و علی محصل کلاس سوم ابتدایی است.

مشاغل و سمتهای مورد تصدی : فعالیتهای اجرائی: رییس آموزش و پرورش لنگرود ۱۳۶۰-۱۳۶۳ معاون اداری و مالی دانشگاه آزاد واحد رشت ۱۳۶۴-۱۳۶۶ رییس آموزش وپرورش بندر انزلی ۱۳۶۳-۱۳۶۵ معاون جنگ دانشگاه گیلان ۱۳۶۵-۱۳۶۶ رییس دانشکده ادبیات وعلوم انسانی ۱۳۷۰-۱۳۷۶ معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه گیلان ۱۳۷۴-۱۳۷۵ مسئول بسیج اساتید استان گیلان از ۱۳۸۰ تا کنون عضو شورای فرهنگی عمومی استان گیلان عضو شورای فرماندهی سپاه لنگرود در سال ۱۳۵۹ عضو مسئول حزب جمهوری اسلامی لنگرود ۱۳۶۱-۱۳۶۳ مربی دانشگاه گیلان ۱۳۶۵-۱۳۷۱ استادیار دانشگاه گیلان ۱۳۷۱-۱۳۸۰ دانشیار دانشگاه گیلان ۱۳۸۰ استاد دانشگاه گیلان از سال ۱۳۸۵ تا کنون مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : غلامرضا رحمدل مرکز پژوهشی گیلان شناسی دانشگاه گیلان را راه اندازی کرده است.

شاگردان : اساتید فعلی گروه ادبیات دانشگاه های گیلان و آزاد رشت از شاگردان غلامرضا رحمدل هستند.
جوائز و نشانها : کسب مقامهای علمی ۱۱- برنده مسابقه شعر جنگ و دریافت نامه افتخار از وزیر وقت فرهنگ وارشاد اسلامی مهر ماه ۱۳۶۰ ۲ – دریافت دیپلم افتخار ۸ سال دفاع مقدس از معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا ۱۳۶۸ ۳ – احراز مقام نخست در دومین جشنواره سراسری دانشگاهیان ایران ویژه عزت وافتخار حسینی بهمن ماه ۱۳۸۱ ۴ – احراز مقام سوم در مسابقه سراسری عباس(ع) باب الحوائج در بخش مقاله خرداد ماه۱۳۸۳ بر گزار کنندگان: صدا وسیما – نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشکاهها ۵- برگزیده کتاب سال دفاع مقدس در سال ۱۳۸۶ کتاب گذاره های چاه و آه ۶- برگزیده مسابقه نقد کتاب سال در ۱۳۸۶ با نام نگاهی به نقد ادبی – از سوی سرای اهل قلم .

 

 

منبع: سایت ظفرمند.

نوشته نگاهی به زندگی و فعالیت های مرحوم دکتر غلامرضا رحمدل اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

آیت الله سیدمحمد طولمی؛ شهیدی دیگر از مشروعه خواهی

$
0
0

میثم عبدالهی

آیت الله سیدمحمد طولمی فرزند آیت الله سیدحبیب الله طولمی فرزند میر محمدعلی طولمی فرزند میراحمد بزرگ، در خاندانی اهل علم و از سادات ناحیه طولم از توابع فومن به دنیا آمد.[۱]

پدرش آیت الله سیدحبیب الله طولمی از علما و مجتهدین برجتسه رشت به شمار می رفت و مسجد جامع کاسه فروشان را در بازار رشت، بنیان نهاد و اولین امام جماعت این مسجد نیز بود و این مسجد تا سالها به نام مسجد «سیدحبیب الله طولمی» شناخته می شد. ناصرالدین شاه برای سفر فرنگ، زمانی که از رشت می گذشت به دیدار این عالم فرزانه رفت و او از اختلاط با دربار و حکومت، به شدت گریزان بود و آن پادشاهان را جائر می دانست. سیدحبیب الله در رشت درگذشت و در مقبره خانوادگی شان در قبرستان وادی السلام نجف اشرف مدفون شد.[۲]

مسجد صفی رشت

آیت الله سیدمحمد طولمی از روحانیون و مجتهدین خوشنام رشت در زمان مشروطه بود و که سابقه تحصیل در حوزه نجف را داشت و امامت جماعت مسجد صفی رشت را بر عهده داشت. او در وقایع مشروطه از علمای مشروعه خواه و از یاران صدیق آیت الله العظمی خمامی مرجع دینی مردم گیلان در عصر مشروطه بود.

جریان سکولار به سرکردگی میرزا کریم خان رشتی، به هر نوع فعالیت آیت الله طولمی حساس بوده و به رهبران انگلیسی شان آنها را گزارش می دادند. میرزاکریم خان رشتی در دوران استبداد صغیر که به اروپا سفر کرده بود، در روز ۱۴ آبان ۱۲۸۷ش[۳] از هتل دانوب پاریس به حسن تقی‌زاده که در لندن بود، نامه‌ای نوشت و گزارشی کامل از وقایع رشت را به او داده و از آیت الله سیدمحمد طولمی نیز نام برد. کریم خان سفر مشروعه ‌خواهان به فومن را نیز فروگذار نکرده و آن را هم نوشت: «از رشت کاغذ رسیده بود که حاجی خمامی، شریعتمدار، آقاشیخ علی فومنی، سیدمحمد طولمی، حاجی سیدرضی و چند نفر از همین قبیل آدم‌ها رفته‌اند فومن هستند. دیگر چه خیالی کرده‌اند معلوم نیست!»[۴]

عناصر سکولار در صدد تخریب علمای با بصیرتی چون آیت الله طولمی بودند. در پی تحصن صیادان در ابتدای مشروطه در بندر انزلی، اوضاع آن شهر بسیار ناآرام شد. خبرنگار روزنامه مجلس در تاریخ ۲۸ شوال ۱۳۲۴ق (آذر ۱۲۸۵ش) درباره اوضاع انزلی می ‌نویسد که حاج ملامحمد خمامی به همراه عده‌ای از روحانیون به انزلی رفت تا به تحصن آنجا خاتمه دهد. حاجی خمامی در جلسه ‌‌ای که در انزلی تشکیل داد قرار گذاشت که ۲۵۰۰ تومان به صیادان بدهند و تحصن خاتمه یابد و صیادان قبول نکردند: «جناب حاجی خمامی و آقاسیدمحمد طولمی به انزلی آمده مجلسی با حضور علما و اعیان به جهت این کار منعقد کرده، دو هزار و پانصد تومان می‌دادند که از بست خارج شوند و آنها متقاعد نشدند.»[۵]

تنها چند روز پس از درج این خبر، همان روزنامه اطلاعیه‌‌ای را با عنوان «اخطار» منتشر کرد: «چندی قبل یکی از خبرنگاران بندر انزلی شرحی نوشته و اظهار داشته بود که جناب حاجی خمامی و آقای سیدمحمد طولمی به انزلی آمده دو هزار تومان به صیادان داده‌اند که از گفتگوی خودشان صرف نظر نمایند و آنها راضی نشده‌اند. اداره [روزنامه] نیز به واسطه حسن ظنی که بر آن شخص داشت مسئله را تصدیق کرده و چون احتمال نمی‌داد که کسی بدون جهت، دروغ به این واضحی را عنوان کند عین خبر را در شماره بیستم درج نمود. بعد از چندی از قول برخی از محترمین گیلان شنیدیم که این مسئله به کلی بی‌‌اصل بوده و جنابان معظمان سالها است که به انزلی نرفته‌اند و ابدا در مقام این مذاکره بر نیامدند.»[۶] همین روزنامه در ادامه، تلگراف امام جمعه و عده‌ای از معاریف انزلی را که خبر سابق روزنامه مجلس را تکذیب کرده بودند، را درج کرد. مشروطه‌خواهان سکولار برای استخفاف آیت الله طولمی و آیت الله خمامی به راه‌های غیرمشروعی تمسک می‌جست و از هیچ دروغی و تهمتی در این راه دریغ نداشت.

آیت الله طولمی در زمره علمایی قرار داشت که در روز ۹ صفر ۱۳۲۷ق به نخست وزیر تلگراف زده و خواهان اعاده مشروطه شدند.[۷]

آگاهی ما درباره نحوه شهادت ایشان بسیار کم است. دکتر میرحمید مدنی درباره رحلت این عالم بزرگوار چنین می نویسد: «میرسیدمحمد مجتهد رشتی در وقایع مشروطه هنگام سفر به تهران در شهر قزوین مورد حمله قزاقان قرار گرفت و مجروح شد و پس از بازگشت، در رشت فوت کرد.»[۸]

دلیلی نداشت که ایشان مورد حمله قزاقان قرار بگیرد بلکه چون سه مجتهد برجسته دیگری که در راس جریان «مشروعه‌خواهی» قرار داشتند و به شهادت رسیدند، آیت الله طولمی هم که از بزرگان همین جریان با بصیرت در گیلان بود، نیز در مظان شهادت قرار بگیرد.

آیت الله آقامیر بحرالعلوم نیز که در یک سفری به سمت رشت می‌رفت، در قزوین به مشروطه خواهانی سکولار گیلانی که تازه قزوین را فتح کرده بودند برخورد، و همانجا ایشان و پسر جوانش را به شهادت رساندند. احتمال دارد که ایشان با کاروان آقامیر بحرالعلوم رشتی همراه بوده و یا اینکه در سفری دیگری که خودش از رشت به سوی تهران می رفت، در قزوین با مشروطه خواهان رشتی مواجه شده و توسط آنها ترور شده باشد و بعد از رسیدن به رشت به شهادت رسید.

آیت الله طولمی زمانی که در جوانی برای تحصیل علوم دینی به نجف اشرف رفته بود، با دختر یکی از مهاراجه های هندی که توسط استعمار انگلیس به عراق تبعید شده بودند ازدواج کرد و حاصلش این دو فرزند بود:[۹]

۱- میرمحمود مدنی: در زمان نهضت جنگل از افراد فعال در این نهضت بود. او در زمان رضاخان چند بار دستگیر شد و بعدها در تهران وکیل دادگستری گردید. او با دخترعمویش «گیلان خانم» کوچکترین دختر آیت الله سیدیحیی طولمی ـ ‌امام جماعت بعدی مسجد کاسه فروشان رشت ـ ازدواج کرد و صاحب فرزندانی به نام های سیدمحمد (فرشید)، سیداحمد (فریدون)، سیدابوالقاسم (نوشی) و سیدمصطفی (شادی) شدند.[۱۰] میرمحمود مدنی، روزنامه‌های «ترغیب» و «ندای گیلان» را با مشی عدالت خواهانه در رشت منتشر می‌کرد و روزنامه ترغیب را از سال ۱۳۰۲ در رشت منتشر می کرد و در جریان انتخابات جنجالی مجلس ششم شورای ملی در رشت که به قیام مردم این شهر به رهبری آیت الله شیخ باقر رسولی منجر شد، از آیت الله رسولی حمایت می کرد. مدنی با انتشار اطلاعیه‌ای در تاریخ ۲ شوال ۱۳۴۴ق (مطابق ۲۰ فروردین ۱۳۰۵ش) با اشاره به آیت الله رسولی و آیت الله علم الهدی، از مردم رشت خواست تا «با انتخاب دو نفر وکیل مسلمان، عالم، لایق، وطن پرست، کرسی پارلمان را به نام گیلان با عظمت اشغال کنید.»[۱۱] انتشار این اطلاعیه و موضعی که گرفته بود باعث دردسرهایی برایش شد و فضل الله زاهدی (فرماندار وقت رشت و عامل کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) خلاف وعده‌ای که داده بود در مکانی که صدرالاشراف (نماینده وقت رضاشاه و نخست وزیر بعدی) مشغول گفتگو با مردم بود، میرمحمود مدنی مدیر روزنامه ترغیب را به خاطر افشاگری، دستگیر کرده و او را برای تبعید به فومن، پیاده تا فومن برد![۱۲]

۲- خانم محترم مدنی: فرزند آیت الله سیدمحمد طولمی بود و با آیت الله نوری موسوی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج پسری به نام هادی است. آیت الله نوری موسوی پشنماز مسجد بازار آهنگرهای تهران و از روحانیون پایتخت بعد از فرار رضاشاه بود. او در سال ۱۳۳۶ زمانی که سفری به مشهد کرده بودند، بر اثر آنفولانزای شدید، تنها یک روز بعد از درگذشت همسرش فوت کرد.[۱۳]

 

————————————–

پاورقی ها: 

[۱] . جنبش جنگل و میرزا کوچک‎خان؛ خاطرات میراحمد مدنی عضو شورای اتحاد اسلام و مدیر روزنامه پرورش، ص۱۱٫

[۲] . جنبش جنگل و میرزا کوچک‎خان؛ خاطرات میراحمد مدنی عضو شورای اتحاد اسلام و مدیر روزنامه پرورش، ص۸-۲۰٫

[۳] . مطابق ۹ شوال ۱۳۲۶ق.

[۴] . اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی زاده، به کوشش: ایرج افشار، اول: جاویدان، فروردین ۱۳۵۹، ص۸ و۵۴٫

[۵]. روزنامه مجلس، سال ۱، ۱۴ ذی القعده ۱۳۲۴ق، ش ۲۰، ص۴٫

[۶]. روزنامه مجلس، سال ۱، ۱ ذی الحجه ۱۳۲۴ق، ش ۲۸، ص۴٫

[۷] . روزنامه نسیم شمال، س۱، ش۲۷، ۱۲ صفر ۱۳۲۷ق، ص۴٫

[۸] . جنبش جنگل و میرزا کوچک‎خان؛ خاطرات میراحمد مدنی عضو شورای اتحاد اسلام و مدیر روزنامه پرورش، ص۱۰٫

[۹] . جنبش جنگل و میرزا کوچک‎خان؛ خاطرات میراحمد مدنی عضو شورای اتحاد اسلام و مدیر روزنامه پرورش، ص۱۷٫

[۱۰] . جنبش جنگل و میرزا کوچک‎خان؛ خاطرات میراحمد مدنی عضو شورای اتحاد اسلام و مدیر روزنامه پرورش، ص۱۷٫

[۱۱] . اسنادی از انتخابات مجلس در دوره رضاشاه، به کوشش غلامرضا سلامی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، اول، ۱۳۸۴، ص۱۹۸٫

[۱۲] . خاطرات صدرالاشراف، محسن صدر (صدرالاشراف)، وحید، تهران، اول، ۱۳۶۴، ص۲۸۶٫

[۱۳] . جنبش جنگل و میرزا کوچک‎خان؛ خاطرات میراحمد مدنی عضو شورای اتحاد اسلام و مدیر روزنامه پرورش، ص۱۷-۱۸٫

 

 

 

نوشته آیت الله سیدمحمد طولمی؛ شهیدی دیگر از مشروعه خواهی اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

شهید قلندری تنها شهید گیلانی در عملیات ناوچه جوشن در خلیج فارس + تصاویر

$
0
0

مرتضی عبدالهی

 

حضور ناوگان پنجم نیروی دریایی شیطان بزرگ در خلیج فارس و دریای عمان به بهانه تأمین امنیت خطوط مواصلاتی کشتیرانی بین‌المللی زمینه جنگ همه جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران را فراهم کرد که با حمله به سکوها و تاسیسات نفتی ایران، کشتیهای تجاری و غیر تجاری و حمله به هواپیمایی مسافربری ایران ادامه یافت.

با حمله نیروهای متجاوز آمریکایی به سکوهای نفتی سلمان و نصر در فروردین ۱۳۶۷ و دفاع جانانه رزمندگان ایرانی مستقر در این سکوها، ناوچه موشک‌انداز جوشن که در مأموریت اسکورت کاروان کشتی‏‌های نفت ایران حضور داشت و نزدیک‌ترین یگان به صحنه عملیات بود بنا به دستور صادره به منطقه عملیات سکوهای نفتی نصر و سلمان رفته و در جهت امداد و نجات مدافعین سکوها اقدام کرد. فرمانده ناوچه جوشن ضمن رد پیشنهاد ناوهای امریکایی مبنی بر تسلیم شدن، با تمام قوا در برابر دشمن ایستادگی کرد و در یک جنگ نابرابر در مقابل یک ناو هواپیمابر، چند ناوچه و ناوشکن، قایق توپدار، هواپیما و هلی کوپتر نیروهای متجاوز شیطانی، تا اخر ایستاد و بسیاری از نیروهایش به شهادت رسیدند.

در ادامه این عملیات در ابتدا ناوشکن سهند و سپس ناوشکن سبلان نیز به کمک نیروهای ایرانی آمدند که آنها نیز متحمل خسارات زیادی شدند. از امکانات و نیروهای دشمن نیز یک فروند هواپیمای جنگی آمریکایی با دو خلبانش سقوط کرد و به قعر دریا رفت.

در ناوچه جوشن که مقاومتی بی نظیر از خود به یادگار گذاشت، تعداد ۱۱ نفر از ارتشیان نیروی دریایی جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.

از جمله این شهدا، ناو استوار دوم شهید اصغر قلندری متولد بندرانزلی بود که در این عملیات و در رویارویی مستقیم با نظامیان آمریکای خبیث در روز ۲۹ فروردین در عرشه ناوچه جوشن به شهادت رسید.

پیکر این شهید بزرگوار در صبح روز ۳ اردیبهشت به گیلان وارد شد و در میان شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «این سند جنایت آمریکا است» در میان جمعیت بسیاری از مردم انزلی تشییع و در همان شهر به خاک سپرده شد.

رنگ ایمان برای اولین بار تصاویری از این شهید دلاور گیلانی منتشر می نماید تا مورد استفاده و توجه مخاطبین قرار گیرد.

نوشته شهید قلندری تنها شهید گیلانی در عملیات ناوچه جوشن در خلیج فارس + تصاویر اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

یادی از نوجوان ماسالی، بسیجی شهید دانیال امامی + تصاویر

$
0
0

قربان صحرایی

 

او در دوم آذر ۱۳۴۹ در روستای چاله‌سرای شاندرمن به دنیا آمد.

در همان سنین کودکی پدرش را از دست داد و مادرش، سرکار خانم نگار جمالی علاوه بر مادری، جای پدر را نیز برای وی و برادر و خواهرانش گرفت. روزگار برای آنان با مشقت و سختی سپری می‌شد.

خانه آنان در کنار دبستان ۱۳ آبان روستای چاله‌سرا واقع شده بود. به علت علاقه‌ی بسیار زیادی که مادرش به بچه‌ها داشت به عنوان فراش مدرسه سیزده آبان چاله‌سرا مشغول به کار شد.

دانش آموزان هم به خانم جمالی علاقمند بودند و به همین خاطر وی را به زبان تالشی «نیگار ماشی» یعنی «خاله‌نگار» صدا می‌زدند. بعدها این نام فراگیر شد و عموم مردم روستا و اولیاء دانش‌آموزان همگی آن مادر زحمتکش را «نیگار ماشی» خطاب کرده و می‌کنند.

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی و بعدها جنگ تحمیلی، اوضاع زندگی مردم به شکل دیگری ورق خورد.

تأثیر حادثه تلخ حمله کفار بعثی به ایران اسلامی و انقلاب نوپای آن به عمق روستاهای دور نیز نفوذ کرده بود.

شهید دانیال امامی از جمله افرادی بود که علیرغم سن کمش برای پیوستن به صفوف رزمندگان در جبهه‌های دفاع مقدس آرام و قراری نداشت و در این راستا مورد تشویق مادر شیردل خود «نیگار ماشی» نیز قرار می‌گرفت.

او سرانجام به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل اعزام گردید و در عملیات والفجر ۹ در جبهه سلیمانیه عراق به سختی مجروح شد و مدتی در بیمارستان شهید فیاض‌بخش تهران بستری گردید و پیکر سروقامتش مقابل دردهای ناشی از آن جراحت‌ها مدت‌ها مقاومت کرد اما سرانجام در ۱۵ فروردین ۱۳۶۵ و در سن ۱۶ سالگی بر اثر شدت جراحت‌هایش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پیکر او روز بعد در شهر شاندرمن روی دستان مردم شهر و دوستان و همکلاسی‌هایش، غریبانه به سوی بهشت تشییع شد و در گلزار شهیدان شاندرمن در کنار دیگر شهیدان آرام گرفت.

نیگارماشی روز تشییع پسر شهیدش با قامتی استوار صبورانه به دنبال سرو سرخ خود می‌رفت که بر دوش مردم شهر به سوی بهشت رهسپار بود.

نگارنده که از هم‌مدرسه‌ای‌های شهید دانیال است به یاد دارد عصر روزی را که شهید دانیال از زادگاهش به سوی گلزار شهیدان تشییع می‌شد گویی آسمان روستای چاله‌سرا را نیز غمی سنگین از این مصیبت و غربت فرا گرفته بود. اما پیکر شهید امامی چنان با طمأنینه و وقار راهی فردوس بود گویی هیچ آرزویی جز دیدار معبود و وصل معشوق ندارد.

یاد و نام او و همه شهیدان راه حق جاودانه باد.

رنگ ایمان تصاویری از این شهید عزیز به همراه تصاویری از یادمانهای او و مادر گرامی اش را برای استفاده عموم، منتشر می نماید:

 

نوشته یادی از نوجوان ماسالی، بسیجی شهید دانیال امامی + تصاویر اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

دوستداران انقلاب، منتظر حضور حداکثری مردم در انتخابات ۲۹ اردیبهشت/ تصاویری از نامزد اصلح ریاست جمهوری در رشت

$
0
0

گیلانی ها همچون دهه های گذشته، برای دفاع از انقلاب اسلامی و آرمانهای شهدا با حضور حداکثری و پرشور خود در ۲۹ اردیبهشت و در پای صندوق رأی، بینی دشمن قدار و در کمین نشسته را به خاک ذلت میکشانند.

رنگ ایمان نیز به نوبه خود از همه هم میهنان محترم دعوت میکند تا با حضور در این جشن ملی و این آوردگاه بزرگ، سهم و دین خود را با انتخاب نامزد اصلح، به بهترین شکل اداء نمایند.

همچنین تصاویر اختصاصی رنگ ایمان از حضور حجت الاسلام رئیسی (نامزد اصلح دوره دوازدهم ریاست جمهوری) را که در ورزشگاه شهید عضدی رشت مورد استقبال چند هزار نفری مردم قرار گرفت برای توجه شما سروران گرامی  منتشر مینماید.

با تشکر از آقایان محسنی و نیک پور که این تصاویر را برای رنگ ایمان ارسال کردند.

نوشته دوستداران انقلاب، منتظر حضور حداکثری مردم در انتخابات ۲۹ اردیبهشت/ تصاویری از نامزد اصلح ریاست جمهوری در رشت اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

مجله شاهد یاران ویژه نامه شهید خوش سیرت منتشر شد

$
0
0

ماهنامه فرهنگی تاریخی «شاهد یاران» از مجلات و وزین و ارزشمندی به شمار می رود که سالهاست درباره شخصیت ها و بزرگان انقلاب اسلامی مانند شهید مطهری، شهید باهنر، شهید بهشتی، شهید رجایی پرداخته است و هر شماره از این شماره به طور خاص فقط به یک شخصیت اختصاص دارد و اکثر مطالب آن مصاحبه هایی از دوستان و نزدیکان هر شهید است که حاصل آنها در این مجله گرد هم می آید.

این مجله تاکنون درباره تنها شخصیت گیلانی که کار کرده است روحانی مجاهد میرزا کوچک جنگلی است که در همان سال اول به ایشان پرداخت و طی این سالها جا داشت که درباره شهدا و بزرگان گیلانی بپردازد.

این مجله در شماره ۱۴۰ خود که ویژه خرداد ۱۳۹۶ است مجله را به شهید مهدی خوش سیرت سردار برجسته گیلانی اختصاص داده است و مطالب متنوعی را درباره ایشان تولید کرده است. 

ویژه نامه شهید مهدی خوش‌سیرت مشهور به «سردار ماووت» با آثار و گفتارهایی از سردار عبد‌الله‌پور، سردار میرشکار، شهید سردار همدانی، سردار کمیل مطیع‌دوست، سردار حق‌بین، سید محمد‌رضا باقر‌زاده، جانباز تقی رجبی، سید تیمور کیایی، دوست‌جلالی همسر شهید خوش‌سیرت، هادی خوش‌سیرت، سرهنگ معمری، سرهنگ محمودی، گلباغی، سرهنگ غلام‌رضا قربانی، سرهنگ علی‌اکبر خوان‌یغما و سرهنگ عباس بایرامی انتشار یافت.

شماره ۱۴۰  با سردبیری و مدیرمسئولی محبوب شهبازی منتشر شد. سردبیر در بخشی از مقدمه این شماره که به تمجید از حضور گیلانی‌ها در دفاع مقدس اختصاص دارد، نوشته است: « همزمان با آغاز حمله ارتش بعث در سال ۵۹، نیروهای داوطلب سپاهی و مردمی گیان خود را ابتدا به کرمانشاه و بعد به سرپل ذهاب رساندند.

دشمن که از مرز خسروی شهر قصر شیرین را به تصرف خود درآورده بود نوای طبل جنگ و مظلومیت مردم ستمدیده و آواره قصر شیرین، نیروهای گیلانی را به سرپل ذهاب کشاند تا در کنار مردم مانع سقوط این شهر مهم و اثرگذار باشند. نقش همین نیروها در کنار سایر رزمندگان در خرمشهر نیز قابل ستایش است.»

در بخش «برگی از خاطرات» این شماره زیر عنوان «تواضع» که خاطره‌ای از کتاب «فاتح ماووت» است، می‌خوانیم: «به بچه‌های رزمنده بسیار احترام می گذاشت و در مقابلشان خیلی با ادب حرف می‌زد و سعی می‌کرد با نزدیک شدن به بچه‌ها و شنیدن درد دلهایشان، مشکلاتشان را حل کند. من نیروی ساده گردان پس از مجروح شدن در بیمارستان بستری شدم. در ناباوری تمام دیدم آقا مهدی به اتفاق کمیل مطیع‌دوست با دست های باندپیچی شده که نشان از زخمی شدنش در عملیات شب پیش داشت برای عیادت من آمدند. هیچگاه این تواضع و فروتنی‌اش را از خاطر نمی برم!»

گفت وگو با فرمانده سپاه قدس گیلان، سخنرانی شهید سردار همدانی در یادواره خوش سیرت، سخنان شهید خوش سیرت بعد از عملیات کربلای ۴، گفت وگو با دوست جلالی – معاون گردان حمزه، گفت وگو با سیدتیمور کیایی – جانشین گروهان حضرت ابوالفضل، گفت وگو با فرزند شهید خوش سیرت، گفت وگو با سرهنگ غلام رضا قربانی و مروری بر عملیات نصر از دیگر مطالبت این شماره از نشریه است.

«شاهد یاران» را گروه مجلات شاهد در قطع رحلی، ۹۶ صفحه و به بهای ۵‌هزار تومان روانه بازار نشر کرده است.

 

 

منبع: سایت نوید شاهد.

 

 

 

نوشته مجله شاهد یاران ویژه نامه شهید خوش سیرت منتشر شد اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

مجله خط حزب الله تقدیم شد به شهید املاکی

$
0
0

مهدی نقیبی

سایت رهبر معظم انقلاب اسلامی، یک هفته نامه مجازی به نام «خط حزب الله» را مدت یک سال است که تولید کرده و هر هفته روی سایت رهبری به آدرس http://farsi.khamenei.ir/weekly بارگزاری می کند.

این هفته نامه خبری تبیینی برای توزیع در نمازهای جمعه، مساجد و هیئت های مذهبی طراحی می شود که سخنان رهبری را به عنوان راهبردهای مهمی برای نیروهای انقلابی بیان می کند.

یکی از بخش های جذاب این مجله آن است که هر شماره از این هفته نامه، به یکی از شهدای برجسته انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تقدیم می شود و عکسی از آن شهید به همراه سخنی از رهبری درباره آن شهید، درج می گردد.

شماره ۷۵ این هفته نامه تقدیم گردید به روح پرفتوح شهید املاکی و این عبارات روی صفحه اول آن مجله درج شده است:

قهرمان یعنی این!| این شماره تقدیم میشود به روح پرفتوح سردار شهید حسین املاکی

شهید املاکىِ شما – جانشین فرمانده لشکر گیلان – وقتی در میدان جنگ در معرض بمباران شیمیایی بود و بسیجىِ بغل دستش ماسک نداشت؛ او ماسک خودش را برداشت و به صورت بسیجىِ همراهش بست! قهرمان یعنی این. البته هر دو شهید شدند؛ اما این قهرمانی ماند؛ اینها که از بین نمیرود؛ «ولا تحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل اللَّه امواتا بل احیاء»؛ اینها زنده‌اند.  ۱۲/۲/۸۰

تاریخ شهادت: نهم فروردین ۶۷

شهادت: در اثر بمباران شیمیائی بعثی ها

مزار: گلزار شهدای لنگرود کولاک محله

 

 

نوشته مجله خط حزب الله تقدیم شد به شهید املاکی اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.


نشست تخصصی «گیلان و آغاز نهضت امام خمینی در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲»

$
0
0

نشست تخصصی

گیلان و آغاز نهضت امام خمینی در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲

با تاکید بر فعالیت و راهبری علمای گیلان

 

با یادکردی از

اولین شهید نهضت امام؛ شهید سیدیونس رودباری

 

ارائه توسط: جناب آقای میثم عبدالهی

 

به همراه

معرفی دو گروه فعال فرهنگی

 

زمان: ساعت ۵ عصر – چهار شنبه ۱۷ خرداد ۹۶

مکان: بعد از دانشگاه علوم پایه رشت، نرسیده به فلکه گاز، سازمان اسناد و کتابخانه ملی استان گیلان

 

موسسه مطالعات مبارزات اسلامی گیلان

www.rangeiman.ir

نوشته نشست تخصصی «گیلان و آغاز نهضت امام خمینی در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲» اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

نشست گیلان و آغاز نهضت امام خمینی در رشت برگزار شد

$
0
0

نشست تخصصی با موضوع گیلان و آغاز نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۲ با تاکید بر فعالیت و راهبری علمای گیلان امروز چهارشنبه ۱۷ خرداد ۹۶ از ساعت ۱۷ عصر تا ۱۹ در سالن سازمان اسناد و کتابخانه ملی در رشت برگزار شد.

در ابتدای این جلسه که با حضور تعدادی از علاقه مندان به مسائل گیلان برگزار شد ابتدا مقاله ای درباره قیام ۱۵ خرداد توسط حجت الاسلام روشن ارائه شد و سپس دو کلیپ از سخنان امام خمینی و رهبری نیز پخش گردید.

رنگ ایمان که با افتخار به معرفی گروهها و افراد فعال فرهنگی در استان میپردازد و از فرصتهای خود در نشستها و جلسات با دعوت از گروههای فرهنگی، نوبتی نیز به آنها اختصاص میدهد در این جلسه نیز این فرصت را در اختیار گروهی قرار داد.

در ادامه جلسه جناب آقای منفرد مسئول پایگاه خبری ۸ دی نیوز به معرفی این سایت و برنامه ها و فعالیتهای انجام گرفته توسط این سایت پرداخت.

سپس سخنران اصلی جلسه جناب آقای میثم عبدالهی پژوهشگر تاریخ درباره نقش علمای مبارز گیلانی در سالهای ۴۱ و ۴۲ در مخالفت با رژیم پهلوی و انجمنهای ایالتی و ولایتی و اصول ششگانه انقلاب به اصطلاح سفید و رابطه این علما با امام خمینی و فعالیت آنها در شروع نهضت امام خمینی نکاتی بیان کرد و اسنادی و تصاویری از این علما و فعالیتها برای اولین بار انتشار عمومی یافت.

در پایان جلسه نیز سخنران جلسه به سوالات حاضرین پاسخ گفت و میهمانان، پیشنهاد ادامه این مباحث و برگزاری مراسم ویژه برای برخی از این علما را دادند.

مشروح سخنان مطرح شده در این جلسه در خبرهای بعدی منتشر خواهد شد

 

 

نوشته نشست گیلان و آغاز نهضت امام خمینی در رشت برگزار شد اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

گزارشی از خانه شهید مازیار سبزعلی‌زاده؛ شهید گیلانی جنایت داعش در تهران

$
0
0

هدیه کیمیایی

«بابا عاشق زینب بود، خیلی دوستش داشت. زینب از آمپول و سرم می‌ترسید. بابا حواسش بود زینب سرما نخورد تا کارش به آمپول بکشد. حتی یک‌بار هم سرم نزده بود. »

حالا زینب همانطور که نشسته دست راستش را بالا زده و رگ دستش را نشان می‌دهد که در اثر تزریق پی در پی سرم کبود شده و باد کرده. او فرزند ٨ ساله مازیار سبزعلی‌زاده یکی از شهدای حمله تروریستی روز چهارشنبه در حرم است، پدرش یکی از باغبان‌های فضای سبز حرم امام خمینی بود. او می‌گوید: «دیروز رفته بودیم بهشت زهرا بابا را ببینیم. پارچه سفید را کنار زدند تا صورتش را ببینم. یک طرف صورتش خیلی آسیب دیده بود و یکی از لپ‌هایش سرجایش نبود. اجازه ندادند صورتش را نوازش کنم. حالم بد شد و دکتر آمد به من سرم بزند. گریه کردم بیشتر به خاطر اینکه بابا هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد دکترها به من سرم بزنند. امروز صبح هم حالم بد شده بود و دکتر آمد سرم وصل کرد. وقتی خوابیدم خواب بابا را دیدم. توی خواب داشتیم با هم بازی می‌کردیم که از خواب پریدم.» زینب ٨ ساله وقتی از بازی‌هایش با پدر می‌گوید، می‌خندد. انگار که پدر روبه‌رویش نشسته و او را به بازی فرامی‌خواند. سرش را روی زانوی مادر می‌گذارد. مادر نگران، دست‌های سفید و یخ کرده دختر ١٢ ساله‌اش را در میان دست‌هایش فشار می‌دهد. می‌گوید: «تو برو تو اتاق؛ اینجا نشسته‌ای و از بابا حرف می‌زنی دوباره حالت بد می‌شه. » اما زینب گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست و از جایش تکان نمی‌خورد. عمویش دست‌هایش را به نشانه آغوش برای زینب دراز می‌کند. زینب روی پای عمویش می‌نشیند و می‌گوید: « ما اصلا باورمون نمی‌شد که باباست. اول فکر کردیم یکی دیگه است. اما بعد که آمدیم خانه گفتند خودش بوده. من به دوست‌هام می‌گم بابام واسه ایران جانش را داده.»
خانه فرزانه و مازیار یک سوییت یک خوابه است با حیاطی کوچک در صالح‌آباد، آن طرف اسلامشهر. خانه‌ای کوچک در یکی از کوچه‌های خیابان نگارستان که دیوارهای آجری‌اش را با بنرهای تبریک و تسلیت پوشانده‌اند. دری که نیمی‌اش آبی رنگ است و نیم دیگرش را ضد زنگ زده‌اند باز می‌شود و محمد در آستانه‌اش ظاهر می‌شود. لباس‌های سرتاسر سیاه پوشیده و همراه با عموها و پسرعمویش مهمان‌ها را به خانه دعوت می‌کند. از روزی که خبر شهادت پدرش را شنیده‌اند در خانه‌شان به روی همه باز است. خانه نوساز یک هال کوچک دارد که کاشی‌های زرشکی رنگ آشپزخانه در نظر اول به چشم می‌آید. یک سو دراور و آینه و سوی دیگر جالباسی. دورتا دور خانه را پشتی‌های کرم رنگی چیده‌اند که اگر تعداد مهمان‌ها از ١٠ نفر بیشتر شود، دیگر جایی وجود ندارد.

فرزانه رحمانی، همسر جوان شهید سبزعلیزاده کنار دخترش نشسته. قاطع و مصمم نشسته و آرام و آهسته صحبت می‌کند. با اندوه و افتخار به عکس همسرش نگاه می‌کند و می‌گوید: « مراسم ارتحال و روز بعدش را حرم بود. عصرش آمد خانه و گفت خسته‌ام. افطاری‌اش را خورده بود و من غذایی که برای شام آماده کرده بودم را با بچه‌ها خوردیم. سحری که از خواب بیدار شد، پریشان بود. گفت خواب دیدم دخترم رفته سر کوچه و او را دزدیده‌اند. دوتایی صلوات فرستادیم و با هم روی طاقچه صدقه گذاشتیم. گفت امروز اجازه نده زینب از خانه بیرون برود. زینب را که هنوز نخوابیده بود، بغل کرد و بوسید و دور خانه چرخاند. هی می‌گفت دختر بابا و ناز و نوازشش می‌کرد. بعد رفت بالای سر محمد پیشانی او را هم بوسید و از خانه بیرون رفت. هنوز چند دقیقه از خانه بیرون نرفته بود که دیدم برگشت. تا سر کوچه را رفته بود و دوباره برگشته بود. می‌گفت نمی‌دانم چرا از زینب سیر نمی‌شم. دوباره زینب را بغل کرد و موهایش را نوازش کرد. او را چسباند به سینه‌اش و بوسید. محمد به من گفت چرا بابا داره اینجوری می‌کنه؟ من گریه‌ام گرفت و نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. به دست و پای مازیار افتادم و گفتم تو را به خدا امروز را نرو سر کار. انگار یک اتفاقی دارد می‌افتد و مثل همیشه نیست. پشتش به من بود. برگشت و خندید. نصیحتم کرد. گفت نگران نباش. جان تو و جان این بچه‌ها. اگر برای من اتفاقی افتاد از بچه‌ها مراقبت کن.

ما ١٩ سال است که با هم ازدواج کرده‌ایم و او ٧ سال است که در حرم کار می‌کند این نخستین باری بود که قبل از رفتنش این حال را پیدا کرده بودیم. هیچ‌وقت از این خبرها نبود. دلم شور افتاده بود و آرام نمی‌شد. دوباره رفت بیرون و سر صالح‌آباد که رسید به موبایلش زنگ زدم. گوشی را برداشت و گفت نگرانی‌ام بی‌مورد است. هر ١٠ دقیقه یک‌بار به او زنگ می‌زدم و او هر بار که گوشی را برمی‌داشت آرامم می‌کرد و می‌گفت که هیچ اتفاقی نمی‌افتد. آن روز از ساعت ۵ صبح که او از خانه بیرون رفت تا ساعت ١٠ من مدام با او تماس می‌گرفتم و حالش را می‌پرسیدم. ١٠ دقیقه از ١٠ گذشته بود که هر چه به او زنگ زدم دیگر گوشی‌اش را جواب نداد. هیچ خبری هم نشد. یک ساعت بعد یکی از همکارانش با گوشی مازیار تماس گرفت و گفت: شما خانمش هستید؟ گفتم بله. گفت مازیار حالش خوب نیست. اگر می‌توانی همراه بچه‌ها بیا حرم. دست‌هایم می‌لرزید و گوشی را به زور نگه داشته بودم. قسمش دادم هر اتفاقی افتاده به من بگوید. گفت مازیار شهید شده. از آن لحظه به بعد نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد. از حال رفتم. محمد گوشی را از دستم گرفت و کمک کرد تا از جایم بلند شوم. سه تایی با هم آژانس گرفتیم و رفتیم حرم. هرچه التماس کردیم نگذاشتند داخل برویم. تا بعدازظهر آنجا بودیم و به ما گفتند به خانه برویم تا خبرمان کنند. هنوز باورمان نمی‌شد. یکی از همکارهای مازیار ما را با ماشین به خانه رساند. » محمد دو زانو روبه روی مادر و خواهرش نشسته و با دقت به روایتی گوش می‌دهد که در این چند روز بارها از زبان مادر شنیده است. میان حرف‌های مادر اضافه می‌کند: «سه نفری داخل ماشین نشسته بودیم و آنقدر حال‌مان خراب بود که آدرس خانه را گم کردیم. راننده آدرس را بلد نبود و ما هم به جای اینکه به صالح آباد بیاییم سر از عبدل‌آباد درآورده بودیم. ساعت‌ها در خیابان‌ها می‌گشتیم تا بالاخره آدرس خانه را پیدا کردیم.
آخرش راننده با یکی از همکارهای قدیمی پدرم تماس گرفت و آدرس خانه را گرفت تا اینکه به خانه رسیدیم.» فرزانه به گل‌هایی که مردم برای اظهار تبریک و تسلیت آورده‌اند نگاه می‌کند و می‌گوید: «مازیار هیچ‌وقت بلد نبود از زندگی گلایه کند و هر وقت من یا بچه‌ها خواسته‌ای از او داشتیم تا جایی که توان داشت انجام می‌داد. حتی هیچ‌وقت به ما نمی‌گفت نداریم یا نمی‌شود. ما حتی نمی‌دانستیم او چقدر حقوق می‌گیرد.»
برادر بزرگ‌تر آقا مازیار از راهی می‌گوید که برادرش برای وطن انتخاب کرد: «خودش این را می‌خواست و غیرمستقیم در این مسیر شهید شد.» او از برخورد پرسنل حرم و دیدارش با سیدحسن خمینی نیز می‌گوید: «دیروز حسن‌آقای خمینی را در حرم امام دیدیم و تمام حرف‌های‌مان را به او گفتیم. البته مسوولان هم تا جایی که می‌توانستند به ما کمک کردند. دیروز که تشییع جنازه بود نزدیک به ٣٠٠ نفر به خانه ما آمده بودند آنقدر که دیگر جایی برای نشستن نبود. از حرم تماس گرفتند و گفتند هم برای‌شان هتل فراهم می‌کنند و هم هزینه افطاری را می‌دهند. من از لطف همه مردم ایران تشکر می‌کنم. ما بعضی‌ها را نمی‌شناختیم اما تماس می‌گرفتند و پشت تلفن با بغض و گریه به ما تبریک و تسلیت می‌گفتند. مسوولان هم مدام هر روز به ما سر می‌زنند و حالمان را می‌پرسند. این روزهای سخت می‌گذرد و هفته‌ها و ماه‌ها از راه می‌رسد. سنگینی این اتفاق روی دوش همسر و بچه‌های مازیار است. حالا محمد پدر خانواده است و باید از آنها مراقبت کند.» محمد میان حرف‌های عمویش سرش را پایین می‌اندازد تا صورتش دیده نشود. اشک‌ها از گونه‌اش می‌غلتد و روی شلوار سیاهرنگش می‌افتد. به عکس نقاشی شده پدر که به دیوار آشپزخانه تکیه داده نگاه می‌کند و بعد با تردید به چشم‌های زینب زل می‌زند. بعد به ترتیب عموها و پسرعمویش را، در آخر نگاهش به مادر می‌رسد و دوباره سرش را پایین می‌اندازد. چشم‌های هراسان و حیرانش مدام ماجراهای چند روز گذشته را به خاطر می‌آورد و به آینده‌ای فکر می‌کند که قرار است بدون حضور پدرش اتفاق بیفتد. پدری که با عشق در راه وطنش جان داد و شهید شد. »

محمد ١٧ ساله در رشته ریاضی فیزیک درس می‌خواند و ادامه می‌دهد: « هر وقت بابا از من می‌پرسید می‌خواهی چه کاره شوی می‌گفتم می‌خواهم مهندس هوا فضا شوم و در دانشگاه صنعتی شریف درس بخوانم. می‌گفت در هر رشته‌ای که درس می‌خوانی طوری زندگی کن که به کشورت خدمت کنی و همه به تو افتخار کنند.»
فرزانه از خاطراتی می‌گوید که با همسرش در حرم داشته. از روزهایی که با هم حرم می‌رفتند: «همیشه با هم به زیارت حرم می‌رفتیم و او برای‌مان نان و پنیر و گوجه و خیار آماده می‌کرد و بعد از زیارت جلوی پارک روبه روی حرم می‌نشستیم و ۴ تایی می‌خوردیم و می‌گفتیم و می‌خندیدم.» ناگهان بغضش می‌ترکد و تمام تلاشش را می‌کند تا بغض میان گلویش را فرو دهد و دوباره آرام شود. چشم‌های قرمز و صورت افروخته‌اش ناگفته از درد و غم آمیخته به شادی‌اش می‌گوید: «من شوهرم را در راه کشورم از دست داده‌ام و خوشحالم. »

 

 

 

منبع: «گزارش «اعتماد» از خانه شهید مازیار سبزعلی‌زاده: بابا، باغبان بهشت شد»، هدیه کیمیایی، روزنامه اعتماد، س۱۴، ش۳۸۲۷، یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ص۱۳٫

نوشته گزارشی از خانه شهید مازیار سبزعلی‌زاده؛ شهید گیلانی جنایت داعش در تهران اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

سروده‌ای زیبا در وصف شهید مازیار سبزعلی‌زاده؛ کارگر فضای سبز مرقد امام

$
0
0

امید مهدی نژاد

امید مهدی نژاد شاعر شناخته ‌شده و خوش ‌قریحه، شعر زیر را برای شهید «مازیار سبزعلی‌زاده» کارگر فضای سبز حرم امام خمینی (ره) که در هفدهم خرداد ۹۶ با زبان روزه به‌دست جلادان داعشی ترور شد، سروده است:

 

به مازیار سبزعلی زاده کارگر فضای سبز حرم امام خمینی که در هفدهم خرداد به خدا پیوست:

صبحدم رأس ساعت معهود، راهی مرقد جدید شدی
-سبزعلی‌؟- حاضر است… تیکی سبز در ستون‌های سررسید شدی

جامه نیلی و وسایل کار، آفتاب تموز و ماه صیام
السلام علیک… گفتی و باز خادم قائد فقید شدی

طبق شرح وظایف رسمی: خدمات فضای سبز حرم
بر زبان اسم رمز «یا رزاق»، قفل روزینه را کلید شدی

فکر کردی: چه کار خوبی شد، اینکه جای زباله و جاروب
مونس شاخ‌های شمشاد و همدم برگ‌های بید شدی

قیچی‌ات، این ممیّزِ بد و نیک، در علف‌های هرز می‌افتاد
در تمیز خبیث از طیب، فارق پاک از پلید شدی…
ناگهان یک جرقه، یک توفان، که زمین را به آسمان پیوست
به پدیدارها نظر کردی، لحظه‌ای بعد ناپدید شدی

و نماندی که روزه باز کنی، و نماندی که ماه نو بدمد
به فلک برشدی به‌یکباره، روز روشن هلال عید شدی

کرم‌ها کور و نفرت‌انگیزند، دمخور دخمه‌اند و دهلیزند
نور و پرواز رسم پروانه‌ست؛ و تو پروانه‌ای سپید شدی

بیرقی روسیاه، تار و‌ تباه، مثل پیشانی یزید سیاه
تو ولی فوق بادهای حقیر، عَلَم قامتی رشید شدی

شهر خاموش یاد کرد تو را، در نماز و نیاز و بیم و امید
آه گرمی که می‌رسید به عرش، اشک سرخی که می‌چکید شدی
***

می‌شود ذره ذره آب شوی، می‌شود ساده ساده فوت کنی
می‌شود حال ساده‌ای باشی، بعد هم ماضی بعید شوی

می‌شود انتخاب او باشی، به تماشای آب‌های سپید
به فلک برشوی به‌یکباره، به شهادت رسی، شهید شوی

 

 

 

منبع: جام نیوز.

نوشته سروده‌ای زیبا در وصف شهید مازیار سبزعلی‌زاده؛ کارگر فضای سبز مرقد امام اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

شهید حسن عشوری، مجاهد گیلانی در درگیری با تروریست های داعش در چابهار به شهادت رسید

$
0
0

شهید حسن عشوری یک گیلانی عضو وزارت اطلاعات امروز در درگیری با تروریست ها در جنوب شرق کشور به شهادت رسید. در پی عملیات اخیر وزارت اطلاعات یک گروه تروریستی وابسته به داعش که قصد انجام اقداماتی علیه امنیت مردم در ایام شب‌های قدر را داشت شناسایی و خنثی شد و تعدادی از عوامل آن دستگیر شدند که مقادیر زیادی سلاح و جلیقه انتحاری کشف شد.
در این عملیات که به درگیری با این ترویست ها منجر شد یکی از سربازان گمنام گیلانی امام زمان(عج) به نام شهید حسن عشوری به شهادت رسید. این عملیات در چابهار بوده که ۵ تروریست دستگیر شدند و دو نفر دیگر از آنها به هلاکت رسیدند.

گفتنی است که شهید عشوری اهل رودسر و مجرد بود. این شهید بزرگوار، دومین شهید گیلانی است که توسط گروه تروریستی داعش در داخل کشور به شهادت رسیده است و چند روز قبل در عملیات تروریستی روز ۱۷ خرداد ۹۶ در حرم امام خمینی(ره) هم باغبانی گیلانی به نام شهید مازیار سبزعلی‌زاده به شهادت رسیده بود.

 

 

—————–

منابع: سایت خبری ۸دی و کانال تلگرامی معارف الشهدا.

.

نوشته شهید حسن عشوری، مجاهد گیلانی در درگیری با تروریست های داعش در چابهار به شهادت رسید اولین بار در رنگ ایمان پدیدار شد.

Viewing all 326 articles
Browse latest View live